تاريخ : چهارشنبه 22 شهریور 1391 | 15:55 | نویسنده : arampenar
وقتي دلم به درد مياد و کسي نيست به حرفهايم گوش کند،
وقتي تمام غمهاي عالم در دلم نشسته است،
وقتي احساس مي کنم دردمند ترين انسان عالمم... وقتي تمام
عزيزانم با من
غريبه مي شوند...
و کسي نيست که حرمت اشکهاي نيمه شبم را حفظ کند... وقتي
تمام عالم را
قفس مي بينم...
بي اختيار از کنار آنهايي که دوسشان دارم...
بي تفاوت مي گذرم...
