تاريخ : پنج‌شنبه 01 فروردین 1392 | 15:03 | نویسنده : arampenar
از ماورای یک احساس قشنگ تپش های قلب تو را می شنوم

چه زیباست از پشت این نقاب هزار رنگ حس دلتنگی تو را بوئیدن

تو را می بینم و می جویم که همچون یک باران بهاری
 
بر دل پائیزی من می باری و سیراب
 
 میکنی درختان دلم راکه بارور می شوند و شکوفه می دهنددر بهار دل

چه معصومانه است عشقی که تو دیده ای را فهمیدن

به ذهنم هم نمی امد که روزی می شوی هم حس تنهایی های من

من و تو از تراوش یک چشمه ایم.... چشمه ای پر از قطرات ناب تنهایی

همان حس مشترک...