تاريخ : چهارشنبه 03 خرداد 1391 | 21:42 | نویسنده : arampenar

باز شب ماند و من و این عطش خانگی ام
باز هم یاد تـــــــو ماند و من و دیوانگی ام
اشک در دامنم آویخت کـــــه دریا باشم
مثل چشم تو پر از شوق تماشا باشم
دست در دست تو فارغ زغم دنیایم
دستانت نفسم هست نگاهت عشقم