تاريخ : سه‌شنبه 08 فروردین 1391 | 17:28 | نویسنده : arampenar

 

کجایی ؟ ؟ ؟

کجایی ببینی مترسک مثل همیشه روبراه است . . . رو به آن راهی که تو رفته ای . . .

کجایی ببینی تنهایی مترسک را درمیان تن ها . . .

کجایی ببینی مترسک تنهایی ، تنهایی را تحمل میکند . . .

کجایی ببینی انتظار مترسک را که بیهوده میگذرد اما پایانی ندارد . . .

کجایی ببینی دل مترسک در میان پوشال های سرد سکوت ، فریاد آتش سر میدهد . . .

کجایی ببینی مترسک در این مزرعه خشک از قطره های یادت خیس است . . .

کجایی ببینی دستهای مترسک آغوشت را آرزو دارد . . .

کجایی ببینی مترسک میخندد به بغض گلویش . . .

کجایی ببینی مترسک چه ناامیدانه به امیدت پایدار است . . .

کجایی ببینی چقدر زود مترسک شدم و مترسک ماندم . . .

کجایی مترسک ببیند آن نگاهت را . . .