تاريخ : پنجشنبه 26 مرداد 1391 | 20:01 | نویسنده : arampenar
مرد باید
وقتی مخاطبش عصبانیه , ناراحته , میخواد داد بزنه
وایسه روبروش بگه :
تو چشام نیگا کن , بهت میگم تو چشام نیگا کن
حالا داد بزن , بگو از چی ناراحتی
... بعد مخاطب داد بزنه , گله کنه , فریاد بکشه , گریه کنه
حتی با مشتای زنونه ش بکوبه تو بغله مرد
آخر خسته میشه میزنه زیر گریه
همونجا باید بغلش کنه
نذاره تنها باشه
حرف نزنه ها , توضیح نده ها
کل کل نکنه ها , توجیه نکنه ها
فقط نذاره احساس کنه تنهاست
مرد باید گاهی وقتا مردونگیشو با سکوت ثابت کنه
با بغلش .............
وقتی مخاطبش عصبانیه , ناراحته , میخواد داد بزنه
وایسه روبروش بگه :
تو چشام نیگا کن , بهت میگم تو چشام نیگا کن
حالا داد بزن , بگو از چی ناراحتی
... بعد مخاطب داد بزنه , گله کنه , فریاد بکشه , گریه کنه
حتی با مشتای زنونه ش بکوبه تو بغله مرد
آخر خسته میشه میزنه زیر گریه
همونجا باید بغلش کنه
نذاره تنها باشه
حرف نزنه ها , توضیح نده ها
کل کل نکنه ها , توجیه نکنه ها
فقط نذاره احساس کنه تنهاست
مرد باید گاهی وقتا مردونگیشو با سکوت ثابت کنه
با بغلش .............
تاريخ : پنجشنبه 26 مرداد 1391 | 19:51 | نویسنده : arampenar
هرچقدر هم بگویی
مردها فلان
زن ها فلان؛
تنهایی خوب است
دنیا زشت است
......
.
.
آخرش روزی قلبت برای کسی تندتر میزند...!
مردها فلان
زن ها فلان؛
تنهایی خوب است
دنیا زشت است
......
.
.
آخرش روزی قلبت برای کسی تندتر میزند...!
تاريخ : پنجشنبه 26 مرداد 1391 | 19:37 | نویسنده : arampenar
از هر چه بود یا نبود،
از هر چه هست یا نیست،
خسته شده ام . . .
دلم با این گرمای تابستان احساس غریبی میکند . . .
دلم گرمای آغوشت را میخواهد . . .
از هر چه هست یا نیست،
خسته شده ام . . .
دلم با این گرمای تابستان احساس غریبی میکند . . .
دلم گرمای آغوشت را میخواهد . . .
تاريخ : پنجشنبه 26 مرداد 1391 | 19:34 | نویسنده : arampenar
دوست داشتن یعنی اونی که اگه صد دفعه هم ناراحتش کنی ، هربار میگه این دفعه ی آخریه که می بخشمت و با اخم میاد توی بغلت!!
تاريخ : پنجشنبه 26 مرداد 1391 | 19:33 | نویسنده : arampenar
چقدر خوبه آدم یکی را دوست داشته باشه
نه به خاطر اینکه نیازش رو برطرف کنه
نه به خاطر اینکه کس دیگری رو نداره ، نه به خاطر اینکه تنهاست
و نه از روی اجبار بلکه
به خاطر اینکه اون شخص ، ارزش دوست داشتن رو داره...!
نه به خاطر اینکه نیازش رو برطرف کنه
نه به خاطر اینکه کس دیگری رو نداره ، نه به خاطر اینکه تنهاست
و نه از روی اجبار بلکه
به خاطر اینکه اون شخص ، ارزش دوست داشتن رو داره...!
تاريخ : جمعه 30 تیر 1391 | 15:57 | نویسنده : arampenar
بیا قرار بگذاریم که . . .
هیچ وقت با هم قرار ی نداشته باشیم !
بگذار همیشه اتفاق بیافتد !
این طور بهتر است من هر لحظه منتظر اتفاقم !
منتظر ِ یک اتفاق که " تــــو " را به " مـن " برساند.
تاريخ : سهشنبه 27 تیر 1391 | 15:33 | نویسنده : arampenar
تاريخ : سهشنبه 27 تیر 1391 | 14:44 | نویسنده : arampenar
تاريخ : سهشنبه 27 تیر 1391 | 14:17 | نویسنده : arampenar
تاريخ : سهشنبه 27 تیر 1391 | 14:11 | نویسنده : arampenar
باز یه بغضی گلوم و گرفته باز همون حس دردِ جدایی من امروز کجام و تو امروز کجایی؟



