تاريخ : سه‌شنبه 05 دی 1391 | 21:55 | نویسنده : arampenar

 

از عذاب بی تو بودن،

 

 در سكوت خود خرابم،

 

 دوری از صورت ماهت،

 

 هر نفس میده عذابم،

 

 خاطرات با تو بودن شب و روز میاد بخوابم،

 

 اینه آخرین كلامم ،

 

بی تو خرابم

 



تاريخ : سه‌شنبه 05 دی 1391 | 21:28 | نویسنده : arampenar

 

 

زندگی سه چیزش خوبه ،

ندونی و دعات کنن ،

نبینی و نگات کنن ،

نباشی و یادتت کنن!!! 

 

 



تاريخ : سه‌شنبه 05 دی 1391 | 21:22 | نویسنده : arampenar

گاهی وقتا دلم میخواد یکی ازم اجازه بخواد
که بیاد تو تنهاییم . و من اجازه ندم !
و اون بی تفاوت به مخالفتم بیاد تو و آروم بغلم کنه و بگه
مگه من مردم که تنها بمونی
… ! 



تاريخ : سه‌شنبه 05 دی 1391 | 17:34 | نویسنده : arampenar

 پاره های بـــــــــــــــــــــــاد

تكه ای از بوی تو را
به تقویمی مي رسانند
که خطوط این سرزمین را ورق زده است
و من
براي بوييدن خطي از تو
روز های بسياري را  پاره  مي کنم
 


تاريخ : چهارشنبه 29 آذر 1391 | 16:37 | نویسنده : arampenar

من تنها نیستم, اشکهایم را دارم,

اشکهایی که از غم تو بر گونه هایم جاری است من تنها نیستم,

لحظه ها را دارم, لحظه هایی که یکی پس از دیگری عاشقانه می میرند

تا حجم فاصله را کمرنگ تر کنند.

من تنها نیستم چرا که خیالت حتی یک نفس از من غافل نمی شود.

چقدر دوست دارم لحظه هایی را که دلتنگ چشمانت می شوم.

هر لحظه دوریت برایم یک دنیا دلتنگی است و چقدر صبور است دل من,

چرا که به اندازه تمام لحظه های عاشق بودنم از تو دور هستم .

ولی من باز چشم براهم...

چشم به راهم تا آرامش را به قلب من هدیه کنی...

 



تاريخ : چهارشنبه 29 آذر 1391 | 16:29 | نویسنده : arampenar

تنهایی همین است....

 

تکرار نامنظم من بی تو....

 

بی آنکه بدانی من برای تو نفس میکشم...

 



تاريخ : چهارشنبه 29 آذر 1391 | 16:22 | نویسنده : arampenar

گاهی....دلم تنگ میشود...

  

برای آنهمه احساس خوشبختی...

 

دلم تنگ میشود برای آغوش گرمت...

 

دلم تنگ میشود برای تالاپ تولوپ های قلبهایمان وقت دیدار...

 

برای قشنگی نگاهت...

 

برای بیکرانگی آغوشت....

 

برای دستان قوی ات...

 

کاش ...بودی....



 



تاريخ : چهارشنبه 29 آذر 1391 | 16:19 | نویسنده : arampenar

گاهی...

 

عاشقانه حست میکنم...

 

بی آنکه باشی...

 

و گاهی...

 

نمیبینمت...با آنکه هستی.

 



تاريخ : چهارشنبه 29 آذر 1391 | 16:16 | نویسنده : arampenar

 

 

در خاطری که ” تویـــی ” دیگران فراموشند ،
بگذار در گوشت بگویم
میـــخواهــمــــــــت ” …
این خلاصه ی ،
تمام حرفای عاشقــــانه دنـــیاست …!!!

 

 

 



تاريخ : جمعه 24 آذر 1391 | 17:18 | نویسنده : arampenar

 احتیاجی به تسبیح نیست …


دستانت را که به من بدهی


با انگشتانت ذکر دوست داشتن سر میدهم … !

 



صفحه قبل1...910111213...41صفحه بعد