تاريخ : سه‌شنبه 12 دی 1391 | 17:02 | نویسنده : arampenar

براي تــــو مي نويســــم

می نويسم از  قلب مهربانت از آن احساس پاکت

می نويسم از چشمان زيبايت از نگاه پر از عشقت

با صداقت می نويسم نخستين عشقم تويی

و با يک دلی می نويسم که با توتا آخرين لحظه خواهم ماند

با چشمان خيس می نويسم که خيلي مهرت در دلم نشسته

و با بغض می نويسم که مرا تنها نگذار عزيزم

می نويسم از آن حرفهاي شيرينت

و آن لحظه ی رويايی که من و تو در آن آشنا شديم

و شيفته ی قلب های سرخ هم شديم

آن چه که می نويسم حرف دل است و بس

حرف دل عاشق و بی قرار من

می نويسم و فرياد می زنم

با تمام وجود دوســـــــــــــــــــتت دارم

عشــــــــق من

 



تاريخ : سه‌شنبه 12 دی 1391 | 16:51 | نویسنده : arampenar

 

چقدر شیرینه انتظار وقتی عشقت قراره بیاد پیشت

و تازه خیلی هم دیر میگذره

اما وقتی میاد ، متوجه نمیشی زمان چه زووووود گذشت

وقتی هم که میخواد بره ، کلی دلت میگیره

 

 

 

 



تاريخ : سه‌شنبه 12 دی 1391 | 16:37 | نویسنده : arampenar

واسه من کسی نمیشه مثل تو

نمیشه بیاد دوباره مثل تو

بیا پیش من نترس از عاشقی

دل من کسی نداره مثل تو

دنیامو بهم میریزی با چشات

نفسم میگیره میمیرم برات

کسی بیشتر از من عاشق تو نیست

تو بخوای ماهو میارم زیر پات

میدونی هیچکی برام تو نمیشه

تو نباشی عشق من نو نمیشه

فکرت از سرم نمیره به خدا

آخه عاشقی که بی تو نمیشه

واسه من کسی نمیشـه مثــل تــو

دل مــن کســی نداره مثـل تو



تاريخ : سه‌شنبه 12 دی 1391 | 16:27 | نویسنده : arampenar

عاشقت خواهم ماند بی آنکه بدانی .

 

دوستت خواهم داشت بی آنکه بگویم.

 

درد دلت را بی هیچ گمانی گوش خواهم داد.

 

بی هیچ سخنی در آغوشت خواهم گریست.

 

بی آنکه حس کنی در تو ذوب خواهم شد بی هیچ حرارتی

 

اینگونه شاید احساسم نمیرد

 



تاريخ : سه‌شنبه 12 دی 1391 | 14:09 | نویسنده : arampenar


اگه دنیام تاریکه تو تنها روزنه زندگیم هستی

 

اگه روزم شب شده درحسرت وصالت می گذرانم

 

 

 



تاريخ : سه‌شنبه 12 دی 1391 | 14:06 | نویسنده : arampenar

اگه ازت دورم ولی باتمام قلبم دوستت دارم

اگه دنیام جهنمه توبهشتمی

 

 



تاريخ : سه‌شنبه 12 دی 1391 | 13:56 | نویسنده : arampenar

آغوش تو سایه گاه خستگی من است

آغوشی که میدانم همیشه به روی من باز است

و من لحظه به لحظه ی زندگیم را به امید آرمیدن در آغوش تو سپری میکنم

دستهای من غرق التماسند برای در آغوش گرفتن تو ...

منی که خسته از دست خنجر روزگارم

برای رسیدن به آرامش در کنار تو لحظه شماری میکنم....

 

 



تاريخ : سه‌شنبه 12 دی 1391 | 13:42 | نویسنده : arampenar

 

وقتي که نيستي عبور قرن ها را احساس ميکنم

 

دلم براي تمام کوه هاي نهان دنيا ميسوزد

 

و هر لحظه دلم تو را فرياد مي کند

 

وقتي که نيستي هيچ کس نيست

 

و من تنها و دلگير منتظر پايان دنيا هستم و مينشينم

 

 



تاريخ : سه‌شنبه 12 دی 1391 | 13:39 | نویسنده : arampenar

چه زیباست نوشتن ، وقتی میدانی او میخواند

 

چه زیباست سرودن ، وقتی میدانی او میشنود

 

و چه زیباست دیوانگی به خاطر او ، وقتی میدانی او میبیند . . .



 



تاريخ : سه‌شنبه 12 دی 1391 | 13:35 | نویسنده : arampenar

با تو جاده زندگیم همیشه روز است

 

با تو قصه زندگیم زیباست

 

و باتو هستیم معنی دارد

 

دوستت دارم پروانه عشق آسمانی من

 

 



صفحه قبل1...7891011...41صفحه بعد