تاريخ : سه‌شنبه 29 فروردین 1391 | 14:40 | نویسنده : arampenar

ای آسمان زیبا امشب دلم گرفته

 

 

از های و هوی دنیا امشب دلم گرفته

 

یک سینه غزل مستی دارد هوای باران

 

از این خراب رسوا امشب دلم گرفته

 

امشب خیال دارم تا صبح گریه کنم

 

شرمنده ام خدایا امشب دلم گرفته

 

خون دل شکسته بر دیدگان تشنه

 

باید شود هویدا امشب دلم گرفته

 

ساقی عجب صفایی دارد پیاله ی تو

 

پر کن به جان مولا امشب دلم گرفته

 

گفتی خیال بس کن فرمایشت متین است

 

فردا به چشم اما امشب دلم گرفته

riz03xrw0ebh27m77d.jpg



 



تاريخ : سه‌شنبه 29 فروردین 1391 | 14:31 | نویسنده : arampenar

نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن

 

 

ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد

 

کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد

 

کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم

 

و درد هایم را به گوش تو میرساندم

 

بدون تو عاشقی برایم عذاب است

 

میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم

 

کاش میدانستی که چقدر دوست دارم و بیش از پیش بر تو عاشقم

 

میدانی که اگر از کنارم بروی

 

لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود

 

میدانم که نمیدانی بدون تو دیگر بهانه ای نیست

 

برای ادامه زندگی جز انتظار آمدنت

 

ولی دیگه طاقت انتظار ندارم



تاريخ : سه‌شنبه 29 فروردین 1391 | 14:18 | نویسنده : arampenar

دوست دارم حق حق گریه کنم

خيلي سخته بي تو ادامه دادن

 

خيلي سخته بي تو ، تو اين دنياي پوشالي زنده بودن

 

خيلي سخته هر شب به ياد کسي بخوابي که نتونی ببینیش

 

خيلي سخته بخواي تو تنهايي اوني مرحمت باشه که نيست کنارت

 

خيلي سخته که بخواي اشکاتو رو شونه هاي کسي بريزي

 

که دوسش داري اما اون يا کنارت نيست

 

يا فرسنگها ازت فاصله داره

 

خيلي سخته بغض گلو تو بگيره اما نتوني به کسي بگي چي شده

 

نتوني بگي اين بغضه از دوري و نديدن يارته

 

خيلي سخته بغض داشته باشي حتي نتوني به اون

 

که دوسش داري هم بگي

 

خيلي سخته هر روز از کنار خاطره هاش رد بشي

 

و از دور احساسش کني

 

اما از نزديک نتوني بوي تنش رو احساس کني فقط به يادش باشي

 

خيلي سخته اشکاتو براش بريزي اما اون نباشه

 

که ببينه داري براش پرپر ميزني

 

خيلي سخته اگه فاصله هات زياد باشه و

 

نتوني ببينيش و داغ دوريش ديونت کنه

 

خيلي سخته عاشق باشي يه عاشق واقعي اونوقت مي بيني

 

بدون اون حتي يه لحظه هم نميتوني باشي

 

خيلي سخته کسي رو دوست داشته باشی اما برای

 

دیدنش هر شب از خدا خواهش کنی.

 



تاريخ : دوشنبه 28 فروردین 1391 | 12:11 | نویسنده : arampenar

هنوز هم فراموشت نکرده ام

بااین که
فراموش شده ام

هنوز هم صدایت را می شنوم

با این که صدایم نکرده ای

هنوز هم همه جا می بینمت

با این که به دیدنم نیامده ای



تاريخ : دوشنبه 28 فروردین 1391 | 12:09 | نویسنده : arampenar

قلبم رو شكستي ولي من بيشتر از قبل دوستت دارم ميدوني چرا 

چون حالا هر تيكه از قلبم تورو جداگونه دوست داره

 دوستت دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني.

دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني.

دوستت دارم چون زيباترين روياي خواب مني.

دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني.

دوستت دارم چون به يک نگاه،عشق مني



تاريخ : دوشنبه 28 فروردین 1391 | 12:06 | نویسنده : arampenar

 

 توکه رفتي همه چي تموم شده

خنده اين روزا برام حروم شده

توکه رفتي واسه من دنيا غريب به خدا

 توکه رفتي زندگيم ديگه تموم به خدا

ديگه من طاقت ندارم نمي تونم بمونم اين روزا ازدوري تونصف جونم به خدا

هرچي غصه هست تودنيا به سرمن اومده

 تو که رفتي جاي توغم اومده



تاريخ : دوشنبه 28 فروردین 1391 | 12:05 | نویسنده : arampenar

گاه دلتنگ می شوم دلتنگ تر از همه دلتنگی ها گوشه ای می نشینم

 

وحسرتها را می شمارم و باختن ها را و صدای شکستن ها را ...

 

نمی دانم من کدام امید را نا امید کرده ام و کدام خواهش را نشنیدم

 

و به کدام دلتنگی خندیدم که اینچنین دلتنگم؟



تاريخ : دوشنبه 28 فروردین 1391 | 12:01 | نویسنده : arampenar

Click to view full size image

امشب  تمام  خويش  را از غصه  پرپر ميكنم 

گلدان  زرد   ياد   را با تو   معطر ميكنم

 

 تو  رفته اي  و  رفتنت   يك  اتفاق  ساده  نيست

ناچار   اين پرواز   را اين  بار باور  ميكنم

 

يك عهد  بستم   با  خودم   وقتي  بيايي  پيش  من

  به  احترام   رجعتت  من يك  ناز  كمتر   مي كنم

 

يك شب  اگر گفتي   برو  ديگر  ز  دستت  خسته ام

  آن  شب   براي  خلوتت  يك  فكر  ديگر ميكنم

 

صحن  نگاهت  را به روي   اشتياقم   باز كن

  من  هم  ضريح   عشق  را   غرق  كبوتر ميكنم

 

شعريست   باغ  چشم  تو غرق   سكوت  و  آرزو

  يك روز  من  اين  شعر را  تا آخر  از بر ميكنم

 

گر چه  شكستي   عهد  را مثل  غرور   ترد من

  اما چنان  ديوانه ام  كه  با  غمت   سر ميكنم

 

زيبا  خدا  پشت   و پناه   چشمهاي   عاشقت

با  اشك   و  تكرار  و دعا   راه  تو  را  تر ميكنم



تاريخ : دوشنبه 28 فروردین 1391 | 12:00 | نویسنده : arampenar

وحدس ميزنم كه تو  مرا رها ميكني

 

و قلب كوچك مرا به غم خراب ميكني

 

چه سخت مينهي قدم  براي آمدن به من

 

ولي براي رفتنت عجب شتاب ميكني!!!

 

براي من هميشه تو  پر از شكوفه بوده اي

 

و تو فقط دل مرا ز غم كباب ميكني....

 

و از غم نگاه تو شب وسحر نخفته ام ...

 

بدون هيچ غصه اي  چه خوب خواب ميكني!

 

نميكني وفا به كه شكايت تو را كنم؟؟؟

 

براي خود دل مرا هميشه آب ميكني..



تاريخ : دوشنبه 28 فروردین 1391 | 11:49 | نویسنده : arampenar

دلتنگی

دلتنگی...دلتنگی...دلتنگی...

 

آدم که دلتنگ میشود...چه فکرها که نمیکند...

 

 

چه اندیشه ها که در خیال خود ندارد...و چه رویاها...

 

 

که گاه خنده را طرحی می کند بر لبان...

 

 

و گه غم را بغضی میکند شکسته در سینه

 

 

تا در پی بهانه...

 

 

قطره اشکی جاری شود بر گونه ها

 

 

 



صفحه قبل1...2526272829...41صفحه بعد